روزهای عجیب عاشقانه
سلام عزیز دل مامان
این روزها حس و حال عجیبی دارم
روزهام همش با یه فرشته کوچولو میگذره که خیلی برام شیرین شده خییییلی. میدونم از اولش هی گفتم شیرین شدی خوشمزه شدی ولی باور کن الان از یکی دو ماه قبل خیلی لحظات قشنگتری با هم داریم
الان حرفهات رو میفهمم و همونطور تو هم خیلی بهتر به حرفام گوش میدی انگار بهتر درک میکنی مثلا وقتی میای تو اشپزخونه میگی بیا باسی کنیم و بهت میگم دارم غذا درست میکنم برو بازی کن هر وقت کارم تموم شد میام میری و منتظرم میشی البته استثنا هم داره ها ولی اکثر مواقع گوش میدی و وقتی میام پیشت میگی مامان اوندی ؟
کلی برامون حرف میزنی با بعضیهاش کلی بهت میخندم مثلا چند شب پیش داشتم لباست رو عوض میکردم که یه مو کنار لبت بود بر داشتمش تو پرسیدی چی بود ؟ گفتم مو بود تو گفتی سیبیل بود ؟ هههههه
فدات بشم دیگه کلمه هایی رو که یاد میگیری طوطی وار نمیگی و به موقع تو حرفات استفاده میکنی
خیلی به دختر بودنت علاقه داری عاشق به قول من جنگولکها هستی مثل انگشتر النگو دستبند الان خیلی پشیمونم زودتر گوشهاتو سوراخ نکردم چون تا میبینی کسی گوشواره داره میری و 2 تا گوشش رو چک میکنی که حتما گوشواره توش باشه و بعدش با غصه دست میزنی به گوشهای خودت و میگی من گوشایه ندااااایم ( خیلی حرفات رو میکشی انگار لهجه داری ههههههه)
عاشق دامن پوشیدنی و تازگیها موقع لباس عوض کردنت نظر میدی برام اینو بپوشم خوشل بشم
کلی زبونت دراز شده باورت نمیشه به قول خودت ایناناش

شوخی کردم عشقم برام کلی حرف میزنی
به بابا میگی بابا جونی
به من میگی مامان دلی
اقا جون
ماد جون
مامان بوسوک=مامان بزرگ
بابا بوسوک =بابا بزرگ
متا=مهتا
همام =رهام
ممینا=ملینا
نیما و نیوشا
مجان=مرجان
مداد=مهرداد و مهراد
عاتته=عاطفه
عمه جونییییی
سایا =سارا
اباشک =لواشک
و کلی حرفای خوشگل خوشگل
یه کار خنده دارت چند شب پیش این بود وقتی اهنگ حریم سلطان شروع شد تو خیلی باحال سرت رو انداختی پایین و یه کم زانوهات رو خم کردی و گفتی سلطاااانم هههههههههه
بارانم دوستت دارم خییییلی زیاد


روزهای عجیب عاشقانه
